نوا
-دیگر،
آن پرنده ی خوش نوای دیروز
بر شاخسارِ سبزِ خانه ام،
قَه قَه نمی زند.
-گاه،
شباهنگام
هِق هِقِ مرغی ست،
بربامِ خانه ام
ناخوش نوا.
ودیگر روز
چندقطره خونِ جوان؛
آن گاه باورم می شود،
که خواب ندیده ام؛
صدایِ پایِ فرشته ی آرامش را
درست،آن سویِ دیوارِخانه ام.
"فریاد"
92/3/20
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:28 توسط حسن قربانی
|