دقیقه ی 90


      انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری ایران به پایان رسید و حسن روحانی با کسب 18،613،000رأی در دور نخست، به عنوان رییس جمهور آینده ی ایران انتخاب شد.

     در این مجال بنا ندارم به ارایه ی آمار و ارقام، وعده ها و برنامه های کاندیداها و یا به نقد گذشته و یا آینده بپردازم. در پایان مطلب جداولی است که درصد مشارکت و کاندیداهای پیروز یازده دوره ی گذشته را نمایش می دهد.

     چکیده ی کلامِ نگارنده آن است که نتیجه ی این دور از انتخابات در گرو شرکت کننده گانِ «دقیقه ی 90 »بود.

     هر چند آرای کاندیدای پیروز این دوره به تنهایی، بیش ار تمامی آرای پنج نامزد دیگر است ولی اگر به آرای نسبی مورد نیاز ( نصف + 1 ) برای پیروز شدن وی در انتخابات نگاه کنیم، می بینیم که رأی وی شکننده و در معرض سقوط به مرحله ی دوم قرار داشت. در تمام یازده دوره ی گذشته، این شکننده ترین رأیی است که تا به حال کاندیدای پیروز از آن خود کرده است ( 50/71 ).

     این حقیقتی است که بسیاری از مردم، در ارتباط با حوادث و جریانات پس از انتخابات 88 از تأثیرگذاری مشارکت خود برای تغییر وضعیتِ نامطلوبِ موجود ناامید شده بودند، و بخش وسیعی از طبقه ی متوسط شهری و کنش گران مناطق روستایی، تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات را داشتند، امّا دلایلی چند باعث شد که طیف وسیعی از تحریم کننده گان به پای صندوق های رأی بروند و یک بار دیگر بخت فروخفته ی خویش را بیدار کنندوبیازمایند. آن ها نیک دریافتند که با قهر کردن و پرهیز از استفاده از روزنه ها و راه کارهای موجود، کاری از پیش نمی رود؛ گزینه ی مطلوب، نیمه مطلوب و یا نامطلوبِ آنان، از درون صندوق های رأی بیرون خواهد آمد.

     البته کارگزاران نظام نیز تا حدود زیادی در ایجاد اعتماد و جلب مشارکت مردم موفق بودند. از نقش تأثیرگذار شخصیت ها و گروه های مرجع نیز غافل نمی باید بود. اعلام حمایت بی پرده ی محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی و نیز حرکت بخردانه و نجیبانه ی دکتر محمدرضا عارف از جمله دلایلی بود که میزان مشارکت راافزایش داد.آنان ،نیک نامی و یا توان مندی خود را وجه المصالحه ی مشارکتِ شمارِ بی شماری از ناراضیان به وضع موجود کردند. اعلام حمایت طیف وسیعی از نویسنده گان و هنرمندانِ صاحب نامِ کشوراز"حسن روحانی"، برای بسیاری از دانش جویان و اهالی فرهنگ و هنر حجتی بود ؛چه اینان خود شمارِبیش تری را مجاب به شرکت در انتخابات کردند . رأی این همه ،درحقیقت پرهیز از آرمان گرایی و خردورزی گروهی از شرکت کننده گان بود ،که تا روز رأی گیری قصد شرکت در انتخابات نداشتند ولی با در نظرداشت عوامل پیش گفته و اقناع خویش و دیگر دوستان و هم اندیشان ،تصمیم به شرکت در « دقیقه ی 90 »گرفتند و همین گروه بودند که ازدر افتادن انتخابات به دور دوم پیش گیری کردند. به گمان نگارنده، حاکمیت باضافه ی آنان که به مصالح ملی می اندیشند و به دنبال راه حل های آرمان گرایانه و رادیکال نیستند، می بایست سپاس گوی همین گروه اندک باشند، که با مشارکت خویش در « دقیقه ی 90 » از صرف هزینه های سنگینِ دوباره، دغدغه های روانی مردم و نیز حواشی غیر قابل پیش بینی آن در دور دوم پیش گیری کردند. سهم مسئولان برگزار کننده در انتخاباتی سالم را نیز نباید نادیده گذاشت ،به ویژه دولت مستعجلی که نه نامزدی در این دور انتخابات داشت و نه خاطره ای خوش در اذهان طیف وسیعی از مردم؛ که همین نیز می تواند یکی از دلایل شرکت گسترده ی مردم در انتخابات یازدهم باشد. به گمانم جای طرح این نکته همین جاست که اگر محمود احمدی نژاد در دور قبلی از اقبال نسبتابالایی در شهرهای کوچک تر و مناطق روستایی برخوردار بود، این بار قضیه برعکس شد و همان اقشار در تقابل باکسانی قرار گرفتند که گمان می بردند ادامه دهنده ی سیاست های او باشند.

     البته بسیاری از اینان از پیش تر ها ( یکی دو سال اخیر ) تصمیم خود را گرفته بودند،هرچند در این شک ندارم که  نتیجه ی انتخابات، حاصل مشارکت و هم کاری تمام کسانی است که به "دکتر حسن روحانی" رأی داده اند ولی با این همه هنوز بر این باورم که سرنوشت این دوره از انتخابات را کسانی رقم زدند که در « دقیقه ی 90 » شرکت کردند! نظر شما چیست؟

آمار یازده دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به شرح زیر است:

نام دوره تاریخ برگزاری تعداد ثبت نام کنندگان تعداد تائید صلاحیت شده درصد مشارکت
    دوردوم ۱۳۶۰/۵/۲ ۷۱ ۴ ۶۴/۲۴
    دورسوم ۱۳۶۰/۷/۱۰ ۴۶ ۴ ۷۴/۲۶
    دورچهارم ۱۳۶۴/۵/۲۵ ۵۰ ۳ ۵۴/۷۸
    دورپنجم ۱۳۶۸/۵/۶ ۷۹ ۲ ۵۴/۵۹
    دور ششم ۱۳۷۲/۳/۲۱ ۱۲۸ ۴ ۵۰/۶۶
    دور هفتم ۱۳۷۶/۳/۲ ۲۳۸ ۴ ۷۹/۹۲
    دورهشتم ۱۳۸۰/۳/۱۸ ۸۱۷ ۱۰ ۶۷/۷۷
    دورنهم(مرحله اول) ۱۳۸۴/۳/۲۷ ۱۰۱۴ ۸ ۶۲/۶۶
   دورنهم(مرحله دوم) ۱۳۸۴/۴/۳ - - ۵۹/۸۲
    دور دهم ۱۳۸۸/۳/۲۲ ۴۷۵ ۴ ۸۵
    دوره یازدهم ۱۳۹۲/۳/۲۴ ۶۸۶ ۸ ۷۲/۷

برندگان هر دوره:

نام دوره رئیس جمهور منتخب درصد آراء
دور اول ابوالحسن بنی صدر ۷۵/۷٪
دور دوم محمدعلی رجایی ۹۰٪
دور سوم علی خامنه‌ای ۹۵٪
دور چهارم علی خامنه‌ای ۸۵٪
دور پنجم اکبر هاشمی رفسنجانی ۹۴٪
دور ششم اکبر هاشمی رفسنجانی ۶۳٪
دور هفتم محمد خاتمی ۶۹٪
دور هشتم محمد خاتمی ۷۷٪
دور نهم(مرحله دوم) محمود احمدی نژاد ۶۳٪
دور دهم محمود احمدی نژاد ۶۳٪
دوره یازدهم حسن روحانی ۵۰/۷۱٪

سهمِ من


غرورم راشکستم ،

بغض را فرو خوردم

و

اشک در پنهان.

رأی دادم

تاکه شاید،فردا

آزادی نغمه ای بخواند:

به قامتِ قطره ای،

                  فروچکیده ازقندیلِ آن همه دیروز.

چراکه باوردارم،

دریا:

    «حاصل جمعِ قطره هاست»

                                       "فریاد"

                                                        92/3/25

                                    

                                                      

نوا


-دیگر،

 آن پرنده ی خوش نوای دیروز

 بر شاخسارِ سبزِ خانه ام،

                                 قَه قَه نمی زند.

-گاه،

 شباهنگام

 هِق هِقِ مرغی ست،

                            بربامِ خانه ام

                                          ناخوش نوا.

 ودیگر روز

            چندقطره خونِ جوان؛

 آن گاه باورم می شود،

                           که خواب ندیده ام؛

                           صدایِ پایِ فرشته ی آرامش را

                           درست،آن سویِ دیوارِخانه ام.

                                                                              "فریاد"

                                                                            92/3/20

سترون

_ گاه برقِ کندی

 وگاه رعدی تند؛

 ابرِ عبوسی

 که می گذری برآسمانِ حسود،

 بر شوره زارِ لوت.

_ابرِ عقیم

دوشیدن ات

 به جنگلِ دیروز؛

 با این همه،چه پرهیاهو می گذری بر آن بلند،

 نگهی هم به زیرِ پات کن؛

 این جا کویرِ جان به لب،

                         ترَک ، ترَک

 با پیاله های خشک سفالین،

                                 مفروشِ تمامی خم های شکسته ی تاریخ،

 دست گدایی به سویت گشاده است؛

 چشم انتظارِِ جرعه ای.

 وتوعبوس می گذری 

 هر روز،

        عقیم ترازدیروز

 بر آسمانِ حسود.

 دریغِ یک قطره !

طوطی ترشیزی

     سلام:

     ازاعجازدنیای مجاز،دوستی های مجازی وگاه حقیقی است.دوستی ها ودیالوگ هایی که اگراین بزرگ ترین معجزه ی زمانه ی ما،نمی بودبه احتمال قریب به یقین هرگزپدیدآورنده ی این پیوندهانمی بود.

     مطلب زیر،ازدوستی ناشناخته وفرهیخته (آقای غلام رضانصراللهی)ازاصفهان است که دروبلاگ شان درمورد"طوطی ترشیزی"نگاشته اندواحتمالا به خاطرهم نامی بخشی ازوبلاگ نگارنده وپسوندتخلص شاعر،ازسراغ به عراق رسیده اند(که خوش آمدمی گویم)وکامنتی ذیل مطلبی درسال87باعنوان«ترشیز»گذاشته اندودرآن از"طبله ی غازی"حقیر،درخواست نقدونظربیش تر پیرامون"طوطی ترشیزی"کرده اند.

    حقیرنیزباتأخیروپس ازکنکاشی چندروزه درمنابع دردست رس وپرس وجوازاهل نظر،به بیش ازآن چه جناب نصراللهی دروبلاگ خویش نگاشته اندنرسیدم،به جزقولی که استادفرزانه ای به من دادندکه احتمالا ازکتاب خانه ی آستان قدس بتوان مددجست واطلاعات بیش تری دراختیارگذاشت،که قراربراین شد.

    باهمین انگیزه وبارعایت امانت واجازه ی جناب نصراللهی ،من عین نظرومطلب ایشان رادرزیرمی آورم تاشایدخوانندگان این گاه نوشت (به ویژه،پهنه ی ترشیز)بتوانندراه نماومددکارمان باشند.پیشاپیش سپاس گوی مددکاران خواهم بود.

   یادآوری این نکته خالی ازلطفی تلخ نخواهدبود،که ترشیزکهن(نونیز) شاعران واندیشمندان زیادی دردامان خودپرورش داده است،که تاکنون کاری درخور،دراین حوزه انجام نشده است.ازمهم ترین دلایل آن مهاجرت این بزرگان به دلایل خاص تاریخی به هندوافغانستان بوده است،که به تبع آن منابع پژوهشی موجودپیرامون آنان بسیاراندک است وآثارآنان عمدتادرهندبه چاپ رسیده ودرکتاب خانه های عمومی نایاب؛اگرمنابع اندکی درداخل باشد،ازغالب آنان تصحیح وتجدیدچاپ صورت نگرفته وفقط درکتاب خانه های معتبری نظیرآستان قدس شایدموجودباشد.سایرمنابعی که ازاین مفاخرنامی برده شده،نیزازمنابع خاص می باشندکه دراسته ی کارپژوهندگان متخصص است وبازهم کمیاب.

    "تاریخ کاشمر"اثراستادمحمدرضاخسروی معتبرترین کتابی است که تاکنون درباب کلیات این اقلیم نگاشته شده است،به گمان نگارنده این اثر"کتاب شناسی"جامعی است برای آنان که دل درگروپژوهش دارند،پژوهش درموردترشیزونام آورانش.

    ازاستادخسروی گفتم ،دریغم آمدیادی نکنم ازدرگذشت استادبزرگوارش"محمدقهرمان"ونیزابرازاندوه دررفتنش.

وتسلیتی به ادب دوستان؛نیزدریغی که به مناسبتی وباتدبیردوستی فرهیخته وبامیانجیگری استادخسروی قراربودبه دیدارش نایل آییم،که نابختیاری به بایگانی هزاران آرمان فروکوفته اش سپرد.شازده ی قهرمان،ازپژوهندگان وشاعران سرشناس خراسان بود.

 **************

   "کامنت جناب نصراللهی" 

 سلام آقای قربانی
از زحمتی که برای این وبلاگ می کشید تشکر می کنم. با زندگینامه شاعر توانای کاشمر طوطی ترشیزی در خدمت شما هستیم و منتظر نقد و نظر ارزشمند شما.
نقل و برداشت و استفاده از این مطلب با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ آزاد می باشد.

  "نشانی ومطلب ایشان پیرامون طوطی ترشیزی"

   http://www.gerdbad91.blogfa.com/(گردبادشوروجنون)

                                                                                              

                                                                                   نوشته :  غلامرضا نصراللهی

       

 

           مولانا شهاب الدین علی ترشیزی متخلص به  " طوطی " شاعر و طبیب ماهر قرن نهم هجری است. او در ترشیز ( کاشمر فعلی ) در خراسان به دنیا آمد و در نوجوانی به هرات رفت و به تحصیل مشغول شد. وی  پس از فراگیری ادبیات به یادگیری طب پرداخت.

          مولانا طوطی مردی خوش سیما و خوش خلق و رفیق نواز بود. در همان سال ها  قصاید و غزلیات   او  نقل مجلس شاعران هرات شد و آوازه ی  سخنوری و شعر او در هرات پیچید و به گوش ابوالقاسم بابر میرزا حاکم تیموری هرات رسید.  بابر میرزا  او را به دربار خود خواند و بسیار نواخت و مورد عنایت و تفقد خود  قرار داد. بدین  خاطر میرزا طوطی اشعاری در مدح  او سرود. همچنین  قصایدی  به  پیروی از خاقانی شروانی  و کاتبی سرود که سخت مورد توجه شاعران هرات قرار گرفت.

           وی  در سال های جوانی به بیماری گرفتار شده و در سال ۸۶۶ ه. ق. دیده از جهان فروبست و به دیار باقی شتافت.  پیکر او را در محله ی خیابان هرات  به خاک  سپردند.  امیر علیشیر نوائی وزیر مشهور دربار تیموریان  در سوگ او شعری سروده است. متاسفانه اطلاعی از دیوان اشعار طوطی ترشیزی در دست نیست و ابیات کمی از او در تذکره ها ثبت شده است.

            گویند این غزل درا در آخرین ساعات عمر سروده بود و وصیت کرده بود که بر سنگ مزارش حک کنند :

                   وفت آن شد که دل از قید هوس باز رهد

                                                                طوطی  روح  ز بیداد  قفس  باز  رهد

                   تا به کی  جور رقیب  و   ستم  یار  کشد

                                                                وقت شد کز ستم نا کس و کس باز رهد

                    به   حریم  حرم  وصل   برد  محمل  تن

                                                                 از بیابان  غم  و  بانگ  جرس باز رهد

                    طوطی روح رسد در  شکرستان وصال

                                                                  باز شاهست  ز غوغای مگس باز رهد

 

منابع :

1.تذکره الشعراء  دولتشاه سمرقندی  - تصحیح دکتر فاطمه علاقه صص ۸۴۱ و۸۴۲

2.تذکره مجالس النفایس صص ۱۰ و۳۱ و ۲۰۴

3.رجال حبیب السیر ص۱۵۹

4.هفت اقلیم ج2 صص ۳۰۹ و۳۱۰

5.تذکره عرفات العاشقین – تصحیح محسن ناجی نصرآبادی ج4 صص ۲۲۲۸و ۲۲۲۹

6.تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی ص۲۹۵

7.فرهنگ سخنوران ص359