ایران درسال89
ايران در سالي که گذشت
پا به پاي خبرسازترينهاي جهان
نکته :
همراه با شادباش آغاز سال ِنو،آرزوی بهروزی وتندرستی،برای یکایک هم میهنانم وبه ویژه خوانندگان این گاه نوشت دارم.
سالی که گذشت اگرصادقانه وبی هیچ حب وبغضی بدان نگریم ،سال خوبی برای بسیاری ازایرانیان ،به ویژه نخبه گان(علمی،هنری،سیاسی و...) کشورنبود.به ناچارکوچیدن وبه بندکشیدن ویا ازترس ونگرانی دم برنیاوردن،به هیچ روی زیبنده ی نظامی که داعیه ی دینداری ومردم داری دارد نیست.انتقاد وپیش نهاد، به معنای ضدیت بانظام ویاکشورنیست.همه دلسوز کشورند ولیک بانگاهی متفاوت.آن چه درپی می آیدبرخی از مهم ترین مسایل سال گذشته ی کشوراست که به اختصار اشاره می گردد.
ازخوانندگان این گاه نوشت، به ویژه آنان که به نقدنواختندم وراهنمایم شدندتا اندکی ازخطاهایم کاسته شود،صمیمانه سپاس گزارم وبردستان پرمهرشان بوسه می زنم.
گفتنی است که بخشی ازاین نوشته درویژه نامه ی نوروزی نشریه ی "آوای کاشمر" به چاپ رسیده است.
ابرآذاري برآمــــــــــد باد نــــــــــــوروزي وزيـــــــد
و جه مي،می خواهم و مطرب كه ميگويد رسيد
شاهــــــــــــدان در جلوه و من شرمسار كيسهام
بـــار عشق و مفلسي صعب است ميبايد كشيد
قحط جـــــــــود است آبروي خود نميبايد فروخت
باده و گل از بهاي خــــــــــــــــــــرقه ميبايد خريد
گوييا خواهد گشود از دولــــــــــتم كاري كه دوش
من همي كردم دعـــــــــــا و صبح صادق ميدميد
با لبي و صـــــــــــــــــد هزاران خنده آمدگل به باغ
از كريمي گوييا در گوشهاي بويي شنيـــــــــــــــد
دامني گر چاك شد در عالم رنــــــــــــــدي چه باك
جامهاي در نيكنامي نيز ميبايـــــــــــــــــــــد دريد
اين لطايف كز لب لعــــــــــل تو منگفتم ، كه گفت
وين تطاول كــــــــــز سر زلف تو من ديدم ، كه ديد
عــــــــدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشـــــــــــــــــه گيران را زآسايش طمع بايد بريد
تيــــــــــــــــر عاشقكش ندانم بر دل حافظ كه زد
اين قــــــــدر دانم كه از شعر ترش خون ميچكيد
سال گذشته (88) ايران خبرسازترين كشور جهان بود اما در سال 89 نتوانست رتبه ی پیشین اش را حفظ نمايد؛ هرچند در برخي زمينهها همچنان در اوجيم .سالي كه گذشت منطقه ی عمومي خاورميانه كه سالهاست آبستن حوادث مستان بادهي قدرت است ، زمان زايشش فرا رسيد .امواج سهمگين سونامي ديكتاتور برانداز مديترانه ، نخست سواحل تونس را در نور ديد و ديكتاتوري 23 ساله ی "بنعلي "را به كام خود فروبلعيد. به فاصله اندكي پس از آن ،امواج سهمگین سونامي بيآنكه آسيبي به بندر بنغازي يا ترابلس برساند ،خود را به بندر اسكندريه رساند و فرعون مصر را پيش از آنكه به خود آيد در كنار پلش نامان تاريخ به خاك مذلت نشاند .دير پاترين ديكتاتور عرب (قذاقي) كماكان با خیال خام خود به رقص شمشير و شتر مشغول بود . امواج پر تلاطم سونامي مديترانه ،با عبور از آبراه بينالمللي سوئز تا خليج عدن پيش رفت و از آنجا تا دهانه شطالعرب در خليج فارس.رؤساي مادامالعمر و شيوخ و سلاطین خليج فارس نيز از آوای مهيب امواج سونامي خاطرشان مكدر شد.از قاهره تا صنعا و از آنجا تا بحرين و قطر و عربستان اردن و عراق نيز .موج دوم آن بندر بنغازي در شرق ليبي را در نور دید و به مرور ساير شهرهايش را. اكنون و در واپسين ماه سال ،ليبي خبرسازترين كشور جهان است . ظاهراً در خاورميانه وافریقاتنها با آدمكشي ميتوان خبرساز شد .درباختر گويا خبرسازان از لونی دگرند؛ و چنين بود كه در سال 89 ايران از صدر به حاشيه آمد و در كنار خبرسازترينها قرار گرفت ونه بر فراز آن .
نخست : سياست داخلي
ايران در سالي كه گذشت :
اگر در سال گذشته جايگاه نخستمان را در حوزه ی خبرسازي در عرصه ی بينالمللي از دست داديم ،در داخل اما چنين نبود ؛كمتر هفته و يا روزي گذشت كه خبري داغ تيتر يك روزنامهها و يا صفحات مجازي نشود . اگر ایران رتبهي نخست خبرسازي جهان رادر سال 88 به خود اختصاص داد، بيشك نگاهها معطوف به انتخابات رياست جمهوري و حوادث پس از آن بود .
از ديدِ سياست پيشه گانِ در قدرت ، باور آن بود كه با راهپيماييهماهنگ و سراسري روز نهم دی 88 ،ماجراهاي پس از انتخابات رياست جمهوري به پايان رسيده است. در چندين ماه نخستين سال 89 نيز فضاي عمومي جامعه از نگاه ناظرين بيروني چنين مينماياند ،كه ماجرا ختم به خير شده است ؛اما گاه و بيگاه تحركات و اعتراضاتي در طول سال از طرف برخي از سران یادانشجويان معترض به نتيجه ی انتخابات مشاهده ميگرديد .
در بيست و پنجم بهمنماه يك بار ديگر آتش زير خاكستر زبانه كشيد و سياست پیشهگان در قدرت را به خود واداشت ،كه نبايد و نميتوان سناريوي انتخابات گذشته را به بوتهي فراموشي سپرد. شعلههاي اين آتش اين بار اما به خيمه ی خود يزد و به حبس (خانگي و يا غير آن معلوم نيست) سران مخالف دولت به اتفاق همسرانشان انجاميد . بد نيست بدانيم بر اساس همان آرايي كه پس از انتخابات گذشته اعلام شد، نزديك به نیمی از کلّ آراي آن انتخابات پُر شور به دو كانديدايی تعلّق داشت، كه رقيب دولت فعلي بودند و اكنون گفته ميشود كه در حبسند . منافع ملي و احترام به آراي رقبا (كه نزديك به نيمي از مردم هستند )ایجاب ميكند كه دلسوزان نظام و بزرگان و ريشسفيدان قوم در اتخاذ تصميم ،سنجيدهتر عمل كنند تا در فرصتها و مناسبت های آتي انگيزهاي براي حضور رقبا باقي بماند . يادمان باشد همه ايراني هستيم و براي كشورمان دلسوز .
در آخرين روزهاي سال سياسيترين چهره ی جمهوري اسلامي( اكبر هاشمي رفسنجاني )پس از حدود سه دهه از رياست مجلس خبرگان كنار گذاشته شد .بايد درنگ كرد و ديد در آينده به كجاي سياست ايران ايستاده است .
دوم : سياست خارجي
در جهان خارج اما ،چهرهاي كه در ساليان اخير از ايران متصور شده است كماكان همان است كه بود . دول خارجي وبه ويژه غريبان تلاشي بيش از پيش براي انزواي هرچه بيشتر دولت ايران به خرج دادند و قطع نامههاي ديگري نيز در شوراي امنيت به ضرر ايران صادر شد .
برخوردهاي بيش از پيش با معترضين به نتيجه ی انتخابات نيز ،به انزوا و تحريمهاي بيشتر ايران دامن زد كه نتيجه تلاش اپوزپسيون خارج از كشور و نهادهاي حقوق بشري است .
نيروگاه اتمی بوشهرکه بارگذاری شده وصحبت ازراه اندازی آن تا پايان همين سال بود ،در واپسين هفتههاي مانده به پايان سال دِشارژ شد . خبرهاي غيررسمي و تأييد نشده حكايت از آن داشت كه اين كار به منظور پيشگيري از وقوع چرنوبیلی ديگر در منطقه انجام گرفته است .
سوم : اقتصاد
شايد بتوان گفت مهمترين و پر ريسكترين گامي كه در تمام سالهاي پس از انقلاب برداشته شده است ،اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها بود .طرحي كه از سالها پيش در دستور كار دولتهاي پيشين بود و بنا به دلايل مختلف عملياتي نشده ،دولت محمود احمدينژاد كه قدرت ريسك بسيار بالايي دارد ،در واپسين روزهاي پاييزی آن را به اجرا گذاشت. طرحي كه مخالفين و موافقين دولتش در اجراي آن به عنوان يكي از راههاي برونرفت از اقتصاد صدقهاي (دولتي )اتفاق نظر دارند ؛هرچند بسياري از صاحبنظران بر چگونگي اجراي اين طرح توسط دولت احمدينژاد ،ايراداتي دارند، كه وارد است .
بسياري معتقدند كه اين طرح ميبايست در پروسهي زماني طولانيتر ی انجام شود و مرحله به مرحله در خصوص كالاهاي مختلف تصميمگيري شود . اجراي اين طرح به صورت ضربتي را بسياری شوكآور ميدانند و معتقدند كه عليرغم ادعاي اصلي اين طرح كه همانا اجراي عدالت و فقرزدايي است، اين لايههاي پايين اجتماع هستند كه در نهايت قرباني اين پروژه خواهند شد .
نگارنده ضمن احترام به مجريان اين امر، بر اين باور است كه واريز پول نقد به حساب مردم در هيچ دوره و مكاني صحيح نيست . اگر دولت قصد فقرزدايي دارد كه چنين نيز هست، اين كمكها بايد غيرمستقيم و با ايجاد بستر مناسب و زيرساختهاي لازم ،براي ارباب صنايع و مشاغل مختلف هزينه شود . به طور نسبي هر فرد توانايي مديريت ميزان مشخصي از سرمايه را دارد كه خود از راههاي مشروع و در بستر مناسب اجتماعي به دست ميآورد. در اقتصاد بيمار زالوصفتان رشدمی کنند.اگرهمه ی مردم (به ویژه توده هاولایه های پایین جامعه)توان هزینه ی صحیح سرمایه های ملي كشور را داشتند، كه دولتي به كار نميآمد و نخبهگان را براي اداره امور خويش بر نميگزيدند . مضافا اينكه از توزيع چنين پولهايي، گاه ممكن است استفاده ی ابزاري نيز به عمل آيد و يا در جهت مرید پروري به كار گرفته شود كه شكل مترقی تری از نظام بردهداري است .
اگر اين طرح (دادن پول نقد به مردم) در آينده ادامه پيدا كند بايد هر روز شاهد قطع انشعابات برق ، گاز و آبِ شماري از شهروندان باشيم كه پول نقدشان را در همان روزهاي اول در راههاي ديگري صرف كرده اند . بيچاره زن و فرزنداني كه در اين خانوادهها زنده به گورند . گمان را دولت مجبور خواهد شد به راههاي ديگري براي رفع مشكل چنين خانوادههايي بينديشد .
از نكات مثبت اين طرح نيز غافل نشويم كه در كوتاهمدت ،اندك است ولي در درازمدت بسيار، و چارهاي نيز جز رفتن اين راه را پيش پاي دولت مردان نيست . فعلاً تا حدودي در مصرف نان و سوخت صرفهجويي ميشود. به كسي برنخورد ،همه فرزند همين خانوادهايم: حقيقت اين است كه ما بيفرهنگ شدهايم .فرهنگ نداريم.نه در مصرف ، نه در پوشش نه در رانندگي و نه در . . . فردگرا و خودپرست شدهايم .
چهارم : اخلاق اجتماعي و فردي
يكي از خطرناكترين و بدترين اختلالاتي كه ساختار اجتماعي را تهديد ميكند ،شكستن مرزهاي اخلاقي به معناي عام آن است .از نمودهاي وجود چنين معضل تلخي در پيكره جامعه ، رواج دروغگويي ، افترا ، رياكاري ، ترس و . . . است ؛و اين دقيقاً همان معضلي است كه چونان موريانه به جان ستونهاي اصلي جامعه ی ما افتاده است و در حال ويران كردن است .اميد ميرود ،بزرگان پيش از آنكه دير شود دست به اقدامي عاجل بزنند. متأسفانه گاه اين رفتار از سوي برخي رسانهها و يا افرادي صورت ميگيرد كه ادعاي دلسوزي نظام را دارند .در سالي كه گذشت از آنچه در اين خصوص بر شهروندان رفته چيزي نميگويم و فقط به چند نمونه از هتك حرمت اندرونیان اشارهاي ميكنم و خلاص . توهين به سيدحسن خميني در سالگرد درگذشت پدربزرگش (بنيانگذار انقلاب اسلامي) و نيز مراسم درگذشت داماد آيتا... خميني ،توهين به آيتا... صانعي و دستغيب شيرازي ، هاشمي رفسنجاني و هتاكي به دختر ايشان و توهين به نامزدهاي معترض ،پيش از دادگاه و اثبات جرمشان، نمونههايي هستند از بسيار . اگر اين سنت سيئه خداي ناكرده امتداد پيدا كند ممكن است ا مر به دامن مقدسات كشد .
هرچند برخي از علماي بزرگ حوزه در اين خصوص هشدارهاي مفيد و لازم را دادهاند ولي متأسفانه سكوت عدهاي ديگر باعث جريتر شدن هتاكان شده است .
پنجم : هنر ، ورزش و . . .
در حوزه ی هنر متأسفانه به روال چند سال گذشته برخوردها سياسي و پليسي شده است. برخي از نشريات اندكي مستقلتر توقيف شدند . كتاب وضعیتی نامناسبتر از گذشته دارد (از آنجا كه بررسي كتاب امري تخصصي است در گذشته كمتر دچار محاق می گرديد) بسياري از عكاسان ، خوانندگان ، موزیسین ها، روزنامهنگاران ، سينماگران و . . . به خاطر شرايط نامناسب مجبور به كوچ شدند .عليرغم بيمهريهاي فراوان با كارگردانان صاحب سبك و نام سينماي ايران ،اصغر فرهادي با خلق فيلم هنري" نادر و سيمين "برنده ی جايزه معتبر بينالمللي گرديد و جعفر پناهي ممنوع از كار .
در حوزه ی ورزش نيز كه از دغدغههاي اصلي جوانان است با وجود صرف هزينههای نجومي موفقيتي كه در خور تأمل باشد، حاصل نشد .فوتبال كه از پُر طرفدارترين رشتههاي ورزشي است چون با سياست آميخته گرديده است تقريباً در هيچ كدام از چهار دسته ی نوجوانان ، جوانان ، بزرگسالان و اميد موفقيتي قابل گفت نداشت .
با ازدياد روزافزون وسايط نقليه ،تصادفات جادهاي كماكان بسيار و يكي از پرتلفاتترين كشورهاي جهان هستيم . نرخ طلاق به ويژه در سنين پايين و به خاطر ازدواجهاي ناپخته و زودهنگام (كه علل بسيار دارد) در حال رشد است . اعتياد كماكان بيداد ميكند و مواد مخدر ميروند تا جاي خود را با مواد شيميايي معاوضه كنند،و انگار اصلاً اين معضلي نیست كه بايد ريشهاي بدان پرداخته شود . كاش سرمايههاي مادي ومعنوي تخصيصي به حوزه ی برخوردهاي رسانه ای و عقيدتي ،به التيامِ اصولي و كارشناسانه ی اين بلاي خانمان برانداز اختصاص يابد . بيكاري به امري رايج و خنثي تبديل شده است و والدين از آرمان اشتغال آبرومندانه ی فرزندان تحصيل كردهشان چشم پوشيدهاند ؛با اين همه كشورشان را دوست دارند و اگر اعتراضي دارند، نق ميزنند و يا فريادي بر ميآورند ،توقع آن دارند كه مسئولين و بزرگان پدرانه به فريادشان گوش فرا دهند، نه اينكه با ايجاد فضاي پليسي و امنيتي راه بر هرنداي مشفقانه بسته گردد ؛شايد در لابهلاي اين نقزدنها و اعتراضات كلام حقی باشد. بسياري از ائمه و پيشوايان ديني ما جان بر سر احقاق حق گذاشتهاند. مردم ايران كه اصالتي به دراز نای تاريخ بشري دارند و ذاتاً مردمي شادانديش و اهل زندگياند اميد را از دست ندادهاند و به اميد فرداهايي آباد و آزاد و شاد به استقبال "بهار "ميروند كه نشان از طراوت و زندگي دارد و سر"سبز"ي .
به استقبال نوروز :
نوروز سرآغــــــــــاز سبك بالي باد
سالي كه رسد سال نكو حالي باد
