عادت
آن قدرتلخی کشیده ایم،
که چای را،
باحبّه ی تریاک می نوشیم.
آن قدرتلخی کشیده ایم،
که چای را،
باحبّه ی تریاک می نوشیم.
هرروز،دعوتم.
به مجالس پرسروصدایِ،
سکوت!
یادی ازقربانیان بی گناه یازده ی سپتامبر
آه،هنگامی که یک انسان
می کشدانسان دیگررا
می کشددرخویشتن
انسان بودن را.
ه.ا.سایه
امروزیازدهمین سال روز،به نمایش گذاشتن بخشی ازظرفیت سبوعیت ودرنده خویی وخونخواری نوع انسان درکشتن انسان های بی گناهی ست که به زندگی خویش مشغولند،فارق اززدوبندهای سیاسی وتقسیم قدرت وثروت درجهان.
یازده سال پیش درچنین روزی قریب به سه هزارنفرازشهروندان بیگناهی که به زندگی روزانه ی خودمشغول بودنددرقلب شهرنیویورک توسط خونخواران القاعده قبض روح شدند.از آن تاریخ به بعدمناسبات غرب ودررأس آنان امریکا باجهان سوم وبه ویژه خاورمیانه وبه طوراخص باکشورهای تروریسم پرور،چهره ای دیگربه خودگرفت ومبارزه باتروریسم معنایی دیگریافت.
لازم به یادآوری ست که این تنها خون بزرگ برزمین ریخته درجهان نیست،واین خون ازدیگرخون های به ناحق ریخته رنگین ترنیست ؛ولی خونش ،لونی دیگرداردوجهانی رابه خودواداشت وتبعاتی بزرگ رابه دنبال،که هنوزادامه داردوازجوشش بازنایستاده است.
نگارنده درهمین خصوص وهمین گاه نوشت وبه همین روز،درسال گذشته مطلبی ذیل"مبدأتاریخ مبارزه باتروریسم "نگاشتم وبیش ازآن به این موضوع نمی پردازم، جزیادی ازآن فاجعه ی دردناک به نشان تجربه ای تلخ که جهان تاوانی سنگین برای آن پرداخت وذکراین نکته که ازاشتباهات گذشته پندمی بایدگرفت، که این بهای گزاف دوباره ودرقالبی متفاوت پرداخته نشود.
فرزندان ناتنی مهر بیش تری می طلبند
«با نگاهی به مقوله ی گردشگری»
پیش از این در همین نشريه و نیز در"وب نوشت" شخصیام بارها به وضع اسفبار صنعت گردشگری به تلویح و تصریح اشاره داشتهام که ،اگر مصالح داخلی و خارجی و یا پارهای ابراز وجودها ومنیّت ها،در میانه نبود ، سه نهاد میراث فرهنگی وگردشگری ، محیط زیست و بهزيستي حكم فرزندان ناتني را داشتند كه هريك از والدين مطلّقه به طرح ،رهايشان ميكردند . در این مجال برآنم که فقط اشارهای گذرا داشته باشم به مقوله ی گردشگری در کاشمر .
پیش از پرداختن به اصل لازم است مقدمتاً یادآورشوم (البته به تکرار) که هر زمان و در هر مکان مسئولی از مسئولین شهر در جمع همگنان و يا فرادستان قرار گیرند یکی از شاخصههایی که بیشتر به آن مینازند و میپردازند تا دیرینگی و بزرگی حوزه کارشان را اثبات کنند، اشاره به پیشینه ی تاریخی ، داشتهها ، عوارض و آثار کهن و باستانی شهر محل خدمتشان میباشد .البته این پرداختن و فخر فروختن با نیت خیر است و تلاش حداکثری ،برای معرفی شهر و احیاناً گرفتن امتیازات بیش تر ؛ اما سالیان سال است که شاهدیم درعمل ،کاری بایسته و در خور، در این حوزه انجام نگرفته و نمیگیرد .
نیک می دانیم كه (به اعتراف مسئولین نیز) کاشمر پس از مشهد در طول سال بیش ترین زایر و گردشگر را پذیراست؛ آن ها که اهل مسافرت هستند ، در کم تر جایی از کشور شاهد انبوهیِ جمعیت ، همتای سیدمرتضاي کاشمر بودهاند .
در سالیان اخیر تنها در دورهای کوتاه با بازسازی باغمزار و پیش گیری از ترویج و احیای گورستان ، گامی مثبت برای زیارت زایران و تفرج شهروندان برداشته شدکه متأسفانه در سالیان اخیر گویا کشتی بان را سیاستی دیگر آمده و ترجیح ،آن دادند که تفریح و تفرجّ مان نیز، باید با ناله و افغان جگرگوشه از دست دادگان در آمیزد .
و امّا:
می دانیم که بازسازی ، بسط و گسترش آرامگاه شهید مدرس تاحدزیادی مستقل از اراده ی مدیران شهر است .(زیرنظرآستان قدس رضوی است)
شهرداری هم که به سالیان اخیر خدمات چشمگیری انجام داده و میدهد، ضمن دست مریزاد تابعی از سایر شهرداریهاست و کارش در حوزه ی خدمات شهری است؛ هرچند از ماحصل این زحمات ارزشمند علاوه بر شهروندان ، زایران و گردشگران نیز منتفع میگردند .
در بین اماکنِ زیارتی ـ سیاحتی کاشمر ، سیدمرتضی شاخصترین و شلوغ ترین آن هاست . شک نیست که با طرح های بلندمدتی که مسئولین امر در نظر دارند ، به روزگاری که دیگر ما نخواهیم بود شاید طرح های زیباتر و جذاب تری بنا گردد ولی تغییر و تخریب های اخیر به میزان چشم گیری از بافت طبیعی و زیبای پیشین آن کاسته است .
نگارنده بر آن است که اگر مسئولین به شعارهای خویش پایبندند ، همان گونه که در جلسات همگنان و فرادستان از پتانسیلهای فراوان زیارتی و گردشگری کاشمر داد سخن میدهند در عمل نیز وقت و همِّ خود را صرف گسترش و احیای این مقوله کنند ، تا گامی بزرگ برای شهر و نامی هم شأن گام شان برای خود به یادگار بگذارند (نمونه ی این یادگار، بازسازی باغمزار در زمان مدیریت اسبق، بر اوقاف کاشمر است) .
این نیزبگویم، اظهارنظرم از آن روست که به عنوان یک شهروندِ عاشق به میراث فرهنگی و صنعت گردشگری، تا حدودی به توانمندیها و پتانسیلهای موجود در شهر واقفم .اضافه کنم که نگارنده به تفکیک زایر و توریست باوردارم . هر کدام از این دو ، با فرهنگ ها ، باورها و انگیزه های متفاوت مبادرت به مسافرت می نمایند و قاعدتاً براي میزبانی شان، تمهیدات ، ساخت و سازها و بسترسازی های متفاوتی به کار است .
کاشمر از آن دست شهرهایی است که در هر دو زمینه اش در حد قابل قبول و توجهی حرف ها برای گفتن دارد و چشم اندازها برای دیدن ؛ اگر گوشی شنوا باشد ، دستی توانا و اندیشه ای جمع گرا .
ازنقطه نظر جاذبه های زیارتی ـ سیاحتی باداشتن چندین امامزاده ی معتبر ، آرامگاه شهید مدرس ، مسجد جامع ، حوزه های علوم دینی و . . . یکی از شاخص ترین شهرهای استان هستیم . تنها زایران و تفرج کنندگان سیدمرتضی به تنهایی می توانند شهری را شهره کنند و سیل مسافران را سرازیر ؛ بسیار بیش تر از آن چه امروز است؛ به شرط آن که نیازمندی های شان تشخیص و تأمین گردد . در حال حاضر سیدمرتضی افزون بر نداشتن هتل ، مسافرخانه ، مجتمع های فرهنگی تفریحی ، دفع بهداشتی زباله و . . . از ضروریترین نیازمندیهای اولیّه ی مراکز تجمع انسانی، نظیر فضای مناسب و کافی برای قضای حاجت، با مشکل روبه روست .زایران ناگزیرند مسافتی طولانی را پیاده و یا با ماشین طی کنند تا به سرویس های بهداشتی دسترسی پیدا کنند . این مشکل به ظاهر ساده و پیش پا افتاده به ویژه برای کهن سالان و کودکان آزاردهنده است. امید که این معضل باسرعت بیش تری مرتفع گردد .
دریغم می آید از سیدمرتضی بگویم و یادی نکنم از زنده یاد" مهندس فتحی"، بزرگ مرد و دریا دلی که این بنای عظیم خیریه را بنیان نهاد . فکر جهان وطنی وهمت بلند او بود که حدود نیم قرن پیش ،طرحی را در آن محدوده پیاده کرد که هنوز فرا امروزی می نماید . سزد که تندیسی از آن بزرگ مرد ،زیور میدان اصلی سیدمرتضی گردد تا نسل امروز و آینده به ارزش و سرانجام کارهای خیریه واقف شوند .
هرچند بسیاری (کاشمری و غیرکاشمری) داشته های کاشمر را در بخش گردشگری به سه گورستان (سیدمرتضی ، باغمزار ، شهید مدرس) محدود می دانند ؛ ولی باید گفت کاشمر در بخش میراث کهن و آثار باستانی نیز حرف ها برای گفتن دارد .
سرو کاشمر (که دیگر نیست) به نمادی از اساطیر ایران تبدیل شده و مورد استفاده ی شعرا و نویسندگان قرار می گیرد . آتشکده ی«آذر برزین مهر» نمادی کوچک از دیوار بزرگ چین در پنج کیلومتری شهر کاشمر خاموش است و خون دل میخورد از این همه بیمهری . حال آن که «آذری» به دل دارد از «مهر» تا شاید دست صبر در آستین عقل رود و گره از کار فروبسته ی او بگشاید. گو این که بسیاری را عقیده بر آن است که بقایای این آتشکده در «ریوند» سبزوار است . نگارنده و بسیاری دیگر به استناد عوارض فیزیکی بسیار گسترده ی طبیعی ، کلام نغز حکیم فرزانه ی توس،فردوسی پاک نهاد (نخست آذر مهر بر زین نهاد ـ به کشمر نگر تا چه آیین نهاد و...) و نیز شواهد دیگر تاریخی بر آنیم که این نشان بزرگ و دیرپای مدنیّت کهن شهر(ترشیز) ،که یکی از سه آتشکده بزرگ آيین زرتشتی است ، در مکان مورد ادعاست .
از دیگر جاذبه های گردشگری منطقه می توان قلاع تاریخی پیش و پس از اسلام ، کاروان سراها ، ارگ قدیمی ، آب انبارها ، طبیعت جذّاب و منحصر به فرد در کوهستان و کویر و در دسترس بودن آن ها ، ابنیه تاریخی که یکی پس از دیگری تخریب می شود ، انواع سوغات محلی شربت خانه ی خراسان و . . . نام برد .
اگر به شهرهای همجوار بنگریم خواهیم دید که تنها در زمینه ثبت خانه هایی که قابلیت ثبت در ردیف آثار ملی را دارد چه قدر کوتاهی شده است . ده ها خانه ی ارزشمند و قابل ثبت در این شهر وجود دارد که تخریب شدند و یا به زودی خواهند شد ولی اقدامی بایسته انجام نشده است . میدانم ثبت این خانهها و یا هر اثر دیگر چه مشکلات طاقت فرسایی دارد ولی ارزش هر چیز را زمانی می دانیم که با مرارت هرچه تمام تر به آن دست يازیم . وانگهی فشار این بار، تنها نباید بر دوش اداره ای ضعیف و نوپا گذاشته شود . همتی جمعی لازم است ؛مسئولین عالی رتبه ی شهر ، نماینده و . . . باید مددکار شوند و غبار از چهره ی این گوهرهای هویّتِ شهر بزدایند .
سالیانی چنداست،که مشکل چندمدیریتی توسعه،گسترش ومرمت وبازسازی سیدمرتضی وبافت تاریخی شهرراباچالشی جدی روبه روساخته است که تنهاره آوردش متضرّرشدن شهروشهروندان است.به گمانم دست توانای نماینده ی عالی دولت رامی طلبدکه یک باروبرای همیشه به این معضل چندگانگی پایان دهند.
تابستان فصل استقبال زایران و گردشگران به کاشمر ، به پایانش نزدیک میشود ، مثل همه ی آن سال ها که گذشت . اگر به واقع کاشمر ، پس از مشهد ، بیش ترین مسافر را به خودش میخواند به واسطه ی وجود همین اماکن زیارتی و سیاحتی شهر است . بایدبرآن افزودجاذبه های گردشگری شهرهای همجوار مثل بردسکن و خلیل آباد را که در فاصله ای کوتاه قراردارند و در سالیان نه چندان دور بخشی از میراث این شهر بوده ، که می تواند ازدیگر عوامل انگیزشی برای اقبال گردشگران و زایران باشد .
برنامه ریزان و مدیران در هر منطقه ، همّ و غمّ شان را به پتانسیل های موجود در آن منطقه معطوف می دارند . حال آن که کاشمر در کنار سایر پتانسیل های فراوانش ، از موهبت جاذبه های گردشگری و زیارتی نیز برخوردار است به جاست مسئولین محترم شهر «کارگروهی» جدی تر از گذشته در این خصوص تشکیل دهند و دستی پر مهر به چهره ی «فرزندان ناتنی شهر» کشند .
بدون شک در تابستان های آینده میزبان مهمانانِ بیش تری خواهیم بود .