تولدی دوباره
کافی است امکانات بسیارناچیز هزاران سال پیش رادرنظرآوریم ،آن گاه به دانش تجربی وهوش سرشاراسلاف خودپی می بریم،که چگونه تنهااختلاف یک دقیقه ای "شب یلدا"راباشب پیش وپس ازآن تشخیص داده اند.
آنان بلندترین شب سال را"شب زایش" خورشیدمی گیرند،به این دلیل که ازپگاه اول دی به عمرروز(خورشید،کانِ پاکی ونور)افزوده می گرددوشب دچارنقصان وفرسایش می گردد.می خواهندبه مابگویندکه :«هان،نومیدمباش که نومید[مردمان]رامعادی مقدّرنیست».ازدل ظلمانی ترین شب سال است که مهرگیتی فروز،برون می آید.
این تفرّدوگوناگونی ورنگارنگی خزان است،که به مرگ وانجمادمی انجامد.زهدان حیات اما پیوسته مستعدنشوونماست.بدون شک خواب خوش زمستانه،نشان ازآبستنی داردکه زایش بهاران سرسبزوزیبارابه ارمغان دارد.
امشب،شب تولدمهراست،این نوزادیک روزه بزرگ وبزرگ ترخواهدشد.برهمه جاوبرهمه به عدل خواهد تابید.لانه های تاریک وتنگ رامنوّر،وکوه های انجمادوفسردگی راذوب خواهدکرد؛گرمایش چندان فزونی گیردکه به انتهای فصل گرم ،خس وخاشاک رابه هم درسوزد.این ماهیت "مهر"است،آماده سازی"مادرزمین"برای زایشی نو.زایشی دوباره!
زایش "مهر "خجسته.